.
آمده بودم که دو دسته رز بگزارمو
دو چشم سیر بگریمو
بخواهم که دعایم کنی
که پنجره پر از باز خیال من بشود
که روی بشقاب انتظارم کسی انار بگزارد و
دستی بیاید و
آن قاب خالی پر شود از خاطره هایی که خوابشان را می بینم
و فنجان قهوه را که بر می گردانم
پر شود از ستاره و
یک صندلی
که آرزوهای مرا تقدیر می زند
آمده بودم که بگویم عا...
