هیس س س
يادبود
حالا كه گل از
اندازه شعر بزرگتر شده
حالا كه تصوير مادر
گلي شده
كه در تكرار ديوارها مي پژمرد
مي خواهم بپرم
هر چند كه تكرار پرنده
روي بام ها
كفتر را
به ياد
شعرما
مي اندازد
دستم را
از كليشه لغات بيرون مي آورم و
به حافظه صفحات مي سپارم
مي خواهم آوازثي بشوم شاد
مي خواهم از گلوي پرنده ي
تو ي قاب
بخوانمت
به نام گلي كه در تكرار ديوار ها پژمرد
به نام پرنده اي كه در دورترين بي بامي كفتر شد
به نام لغاتي
كه در ذهن تاريخيمان كليشه مي شوند
مي خوانمت
با صداي قفس كه در پرنده تعبير مي شود
با لحن ستاره
كه روياهاي آسمانيمان را رصد مي كند
با تصور گلي كه از
اندازه شعر بزرگتر شده
حالا
زيبا آزادي زمستان 86
