واگویه های شبانه یک پروانه
ادبیات,داستان ,شعر
آمده بودم که دو دسته رز بگزارمو دو چشم سیر بگریمو بخواهم که دعایم کنی که پنجره پر از باز خیال من بشود که روی بشقاب انتظارم کسی انار بگزارد و دستی بیاید و آن قاب خالی پر شود از خاطره هایی که خوابشان را می بینم و فنجان قهوه را که بر می گردانم پر شود از ستاره و یک صندلی که آرزوهای مرا تقدیر می زند آمده بودم که بگویم عا...
نوشته شده در سه شنبه 1387/09/12ساعت
23 توسط زیبا آزادی| |
| :قالبساز: :بهاربیست: |

